عبد الله الأنصاري الهروي

مقدمه 48

طبقات الصوفية ( فارسي )

ابو الحسن بشرى سجزى از پيران خواجه بوده است و چنان كه گفتيم نام او در شمار دو تن از مهان ديگر ، طاقى و خرقانى ، ياد شده است . وى مشايخ حرم چون سيروانى ، سركى ، ابو بكر طرسوسى و ابو عمر و نجيد را ديده بود و به زيارت و ديدار حصرى ، نورى و ابو زرعه‌ى طبرى نيز رسيده بود . شاگرد ابو عبد اللّه خفيف بود . وصف اين ديدارها از گفته خواجه عبد اللّه نشان‌دهنده وقوف ، آگاهى و دقت سجزى بر احوال آن مشايخ است : « مشايخ بسيار ديده بود چنان كه مىبايست ديد و سخن و سماع از ايشان بازدانست گفت . . . وثقه بود در روايات . . . » 35 تأكيد پير هرات بر نحوهء ديدار ابو الحسن بشرى با مشايخ از اهميت بسيار برخوردار است زيرا يكى از شيوه‌هاى انتقال افكار و اطلاع درست بر احوال و اقوال مشايخ ، نقل همراه با دقت آن است . اطلاعات مقامات و نفحات درباره ابو الحسن بشرى سجزى به همين مقدار محدود مىشود كه براساس آن اندازه تأثير او را در عبد اللّه و اكتسابات عبد اللّه را ازو ، به درستى نمىتوان تعيين كرد . اما بر مبناى مطالب طبقات الصوفية تا حدودى بر اين تأثير و كسب اطلاع مىتوان پى برد . نخستين بار به هنگام ذكر واله كه از پيران سرى سقطى بوده است ، نام شيخ ابو الحسن بشرى سجزى در طبقات الصوفية ذكر مىشود و داستان رفتن سرى سقطى نزد واله براى پرسيدن مسأله‌اى ، و توقف يك‌ساله‌ى او نزد واله و سپس طرح سؤال و دريافت پاسخ ، با اسناد درست از زبان ابو الحسن بشرى سجزى نقل مىشود 36 . بار ديگر حين بيان احوال شيخ ابو العباس سهروردى كه از معاصران سيروانى و سركى بوده است ، داستان گريان بيرون آمدن شيخ سيروانى از مجلس سماع صوفيان با تفصيل و ذكر جزئيات از قول ابو الحسن بشرى سجزى با سلسلهء اسناد آن بيان مىشود 37 و به اين جزئيات از بركت ابو الحسن بشرى سجزى به سبب صفات خاص او ، دست يافته‌ايم . در مورد ابو عمر و نجيد ، جد مادرى شيخ عبد الرحمن سلمى ، شيخ الاسلام